جمله ای به واقع پرمغز: "من هر وقت دلم میگیرد، میآیم دور دانشگاه طواف میکنم"؛ اما دانشگاه مورد نظر تختی چگونه دانشگاهی بود؟ او در دانشگاه چه می دید و از دانشگاهیان چه انتظاری داشت؟ و دانشگاه امروز چه ارتباطی با دانشگاه مورد نظر او دارد؟ آیا تلاش برای دفن کشته شدگان جنگ که به زعم عده ای تلاش برای گورستان کردن دانشگاه است باید مایه نگرانی باشد؟ به نظر من آنچه بیشتر نگران کننده است ورود خزنده "افکار گورستانی" است. آیا دانشگاهی که جولانگاه دکتر کردان و امثال او که کم هم نیستند باشد لیاقت طواف که نه، کمترین اعتنا را دارد؟
واقعیت آن است که اداره امور مملکت امروز در دست کسانی است که کفایتی برای این کار ندارند. نمیدانم اولین بار چه کسی از عبارت "ملت و کشور گروگان گرفته شده" استفاده کرد اما به نظرم دقیق ترین تعریف از احوال فعلی مملکت است. اما چه باید کرد وقتی این جماعت گروگان گیر سودای استادی دانشگاه دانشگاه را هم داشته باشند. به تدریس در مقاطع مقدماتی تحصیلات هم کفایت نکنند، مثل دکتر کردان چانه بزنند که من مقطع فوق لیسانس کمتر هم درس نمیدهم!
۱۳۸۸ دی ۲۱, دوشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر