۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه
Kenny Rogers Ft. Whitney Duncan
I didn't look over my shoulderI wasn't ready for thisDidn't see the signs on the horizonI was so sure that you would never leaveBut you didSo sweep away the sand and dry the ocean,And just pack the moon and stars up in a cardboard boxAnd stop the clocks from chimingBlock the sun from shiningAnd paint the sky a deeper shade of blue 'Cause my world's over without youI know I should just keep goingBut I don't know where to startI never thought I'd see the day when You'd go and leave me hereWith my broken heartBut you didSo sweep away the sand and dry the oceanAnd just pack the moon and stars up in a cardboard boxAnd Stop the clocks from chimingBlock the sun from shiningAnd paint the sky a deeper shade of blue 'Cause my world's over without youMaybe some day all the pain will fadeMaybe this hurt will slowly slip away Maybe some things will never changeAnd I'll still love you.Stop the clocks from chimingBlock the sun from shiningAnd paint the sky a deeper shade of blue 'Cause my world's over without youMy world's overMy world's over without you My world's overStop the clocks from chiming(Stop the clocks from chiming)And block the sun from shining(And block the sun from shining)'Cause my world's over without you(My worlds over without you)
۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه
۱۳۸۸ دی ۲۲, سهشنبه
سخن "دکتر"
بهتر آن است که ببینی "چه" می گوید" تا آنکه ببینی "که" می گوید.
و اما ...
و اما سخن دکتر آن بود که:عمر کوتاه است و تو فرصت نداری به همه چیز گوش کنی. پس، ببین که می گوید، تا تصمیم بگیری اصولا صدای او را بشنوی یا نه! بعد می توانی راجع به درستی سخن او فکر هم بکنی...
شاید برای درک این موضوع اساسا دکتری هم لازم نبود. از دوران نوجوانی به یاد دارم نعره خواننده سیاه پوست احتمالا بی سواد را که فریاد می زد:
Look who's talkin ...
خرید پفک نمکی
امروز یک پفک خریدم، باز کردن درِ آن هم زمان بود با "اسقاط کافه خیارات، من جمله خیار غبن"، هر چند اگر فاحش بود.
۱۳۸۸ دی ۲۱, دوشنبه
جمله ای به واقع پرمغز: "من هر وقت دلم میگیرد، میآیم دور دانشگاه طواف میکنم"؛ اما دانشگاه مورد نظر تختی چگونه دانشگاهی بود؟ او در دانشگاه چه می دید و از دانشگاهیان چه انتظاری داشت؟ و دانشگاه امروز چه ارتباطی با دانشگاه مورد نظر او دارد؟ آیا تلاش برای دفن کشته شدگان جنگ که به زعم عده ای تلاش برای گورستان کردن دانشگاه است باید مایه نگرانی باشد؟ به نظر من آنچه بیشتر نگران کننده است ورود خزنده "افکار گورستانی" است. آیا دانشگاهی که جولانگاه دکتر کردان و امثال او که کم هم نیستند باشد لیاقت طواف که نه، کمترین اعتنا را دارد؟
واقعیت آن است که اداره امور مملکت امروز در دست کسانی است که کفایتی برای این کار ندارند. نمیدانم اولین بار چه کسی از عبارت "ملت و کشور گروگان گرفته شده" استفاده کرد اما به نظرم دقیق ترین تعریف از احوال فعلی مملکت است. اما چه باید کرد وقتی این جماعت گروگان گیر سودای استادی دانشگاه دانشگاه را هم داشته باشند. به تدریس در مقاطع مقدماتی تحصیلات هم کفایت نکنند، مثل دکتر کردان چانه بزنند که من مقطع فوق لیسانس کمتر هم درس نمیدهم!
واقعیت آن است که اداره امور مملکت امروز در دست کسانی است که کفایتی برای این کار ندارند. نمیدانم اولین بار چه کسی از عبارت "ملت و کشور گروگان گرفته شده" استفاده کرد اما به نظرم دقیق ترین تعریف از احوال فعلی مملکت است. اما چه باید کرد وقتی این جماعت گروگان گیر سودای استادی دانشگاه دانشگاه را هم داشته باشند. به تدریس در مقاطع مقدماتی تحصیلات هم کفایت نکنند، مثل دکتر کردان چانه بزنند که من مقطع فوق لیسانس کمتر هم درس نمیدهم!
اشتراک در:
پستها (Atom)